مرگ....خاطره رهگذر

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی

 خاطره ها محو شوم....

مرگ ... خاطره

/ 3 نظر / 38 بازدید
نی....

من رفتم ولی فردایی هست.فردایت را میبینم

نی....

من رفتم ولی فردایی هست.فردایت را میبینم

من

امروز دلم خیلی گرفته بود انگار قلبم داشت تو سینم می ترکید نمیدونم چی شد دلم خواست برات این مطلب رو بنویسم راستش دلم چند روزیه شکسته به نظر گاهی وقتها درد و دل با کسی که اصلا ندیدیش بهتر از یه آشناست همیشه به دنباله یه عشق بودم یه عشق دست نیافتنی 1 سال پیش فکر کردم پیداش کردم اشتباه میکردم .... اون بود کنارم ولی در واقع اصلا وجود نداشت حتی وقتی بود هم وجود نداشت نذاشتم احساساتم جریحه دار بشه به 3 ماه نکشید تمومش کردم بعد از اون به در و دیوار میخوردم دیگه خودم نبودم جسدم بود که راه میرفت نفس میکشید به خاطره درسم معمولا تو دانشگاه می دیدمش اونم به هر طریقی بود نابودم میکرد تا اینکه 3 ماه پیش برگشت و از خواست ببخشمش دوسش داشتم ....با اینکه همه بهم میگفتن اشتباهه ! حالا 3 ماه گذشته و من با همون آدم قبل رو به رو هستم ازش میخوام ترکم کنه و بزاره زندگی کنم ولی این کار رو نمیکنه هر وقت دلش میخواد میاد و هر وقت نخواد میره خیلی میترسم ....خیلی کاش میشد برای محو شدن اون از خاطراتم خودم رو برای همیشه محو کنم برای همیشه مرسی دوسته خوبم که به حرفام گوش دادی