برای این پست یک اسم بگید

تیکه های قلب

نشسته بود روی زمین و داشت یه تیکههایی رو از روی زمین جمع می کرد

بهش گفتم: کمک نمی خوای؟گفت:نه

گفت: نه خودم جمع می کنم

گفتم: خسته می شی .خوب بذار کمکت کنمدیگه

گفتم:حالا تیکه ها چی هست؟بدجوری شکسته معلوم نیست چیه؟

نگاه معنی داری کرد و گفت:قلبم. این تیکههای قلب منه که شکسته

 خودم باید جمعش کنم بعدش گفت : می دونیچیه رفیق؟آدمای این دوره

 زمونه دل داری بلد نیستن

وقتی می خوای یه دل پاک و بی ریا رو بهدستشون بسپری

 هنوز تو دستشون  نگرفته میندازنش زمین و می شکوننش......

میخوام تیکه ها ش رو بسپرم به دست صاحباصلیش اون دل داری خوب بلده

 آخه می دونی اون خودش گفته که قلبهایشکسته رو خیلی دوست داره

میخوام بدم بهش بلکه این قلب شکسته خوببشه

تیکه های شکسته ی قلبش رو جمع کرد و یواشیواش ازم دور شد.

و من توی این فکر که چرا ما آدما دل داری بلدنیستیم موندم.

دلم می خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو میسپردی دست هر کسی؟

انگاری فهمید تو دلم چی گفتم. بر گشت وگفت: دلم رو به دست هر کسی نسپردم

                            

                           اون برای من هر کسینبود                        

 

/ 29 نظر / 67 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دوست محمدرضا!!!

بذار همینی که هست بمونه آخه آدمو کنجکاو میکنه که مطلبو بخونی موفق باشی...........

Marzi

سلام دوست... روزهاولحظه های رمضان بخیر این نوشته هامرایاد(کسی می آید کسی مثل هیچ کس نیست)می اندازه این تکه شعرهم خوبه برای پستت یابذار(تو،ای پری کجایی؟ چرا،رخ نمی نمایی؟ ) خدانگهدار

pani

نمی دونم

سحر

سلام من تازه با وبلاگت آشنا شدم اما یه ایده دارم اسمشو بذار "یادگاری از کسی که هرکسی نبود" فکر کنم جالب باشه[لبخند]

هستی(گلهای زندگی من)

سلام . فقط خداست مه می تونه اون دل شکسته را آروم کند و اگر نه ما آدما فقط دل شکستن بلدیم.

مدیرٍٍ

سلام عزیزم این سایت ( پرشین گیگ ) امکانات زیادی برای اعضاش فراهم میکنه مثل قابلیت آپلود فایل... تو میای فایلتو میزاری تو این سایت و یه آدرس ازش میگیری و اون آدرسو میزاری تو وبلاگت .. حالا هرکسی بخواد اون فایلو از وبلاگت میگیره البته با سرعت بالا.. و امکانات دیگه ای که تو وبم نوشتم.. هرکسی نمیتونه ثبت نام کنه و دعوت نامه لازمه .. من میفرستم به ایمیلت اگه رسید حتما خبر بده .. بازم سوالی بود در خدمتم

neda

asheghe delshekaste

طیبه

دانم سرآرد غصه را رنگین برآرد قصه را هرچند آن آرام دل دانم نبخشد کام دل